روزگار غریبی است....
معلمی شور زندگی میدهد، معلم دیگری شور زندگی میگیرد:
روزنامه اعتماد ملي > شماره 647<28/2/87
يك معلم در مسجد سليمان تنها به دليل اينكه مبصر كلاس" علی" را به عنوان دانش آموز پر سر و صدا معرفی كرده بود، با كابل به جان دانش آموز افتاده است... ضربه كابل به پشت باعث قطع شدن شريان هاي نخاعی شده..."
روزنامه اعتماد ملي > شماره 649<30/2/87
"محمودرضا واعظی نسب"، معلم مقطع پنجم ابتدايی در اردوی دانش آموزی متوجه میشود که دروازه به روی "سجاد مبرزی" دانش آموز ابتدايی پرت میشود. معلم فداكار با ديدن صحنه افتادن دروازه، به سمت دانش آموزش میدود و او را كنار میزند ولی تيرك دروازه به سر معلم فداكار میخورد و او را به دليل ضربه مغزی راهی بيمارستان میكندو بعد از دو روز فوت میکند.
روزنامه اعتماد ملي > شماره 652<2/3/87
اين كودك كلاس اول دبستان كه"شاهين" نام دارد شنبه هفته جاری بر اثر تنبيه بدنی معلم خود از ناحيه چشم دچار جراحت شد..... در حال حاضر قسمتي از قرنيه چشم شاهين كنده شده است..... پسر در اين باره گفت: معلم با پشت دست به صورت او زده است...."
این اخبار و خبرهای مشابه آن بسیار تکاندهنده برای جامعه بشری خصوصاً فعالان حقوق کودک و پیشگیری از کودک آزاری است.
اما چه کسانی قربانی هستند؟ چه کسانی مورد آزار قرار گرفتهاند؟ خشونتی که دامنگیر علی و شاهین شده است ریشه در کجا دارد ؟ در شخصیت معلمین و محیطی که در آن تربیت شدهاند؟ در روابط میان فردی در محیط کار، یا در اجتماع ؟
دو معلم خوزستانی و تهرانی کدامین فشار و خشم و ناامیدی خود را بر سر دانشآموزان بیگناه خالی کردهاند؟مشکلات اقتصادی ( گرانی مسکن – تورم- عدم تناسب حقوق دریافتی با هزینههای زندگی ) – مشکلات خانوادگی – غیر استاندارد بودن فضای آموزشی ( تعداد زیاد دانشآموزان در یک کلاس )و....
معلمان ما که از تأثیرگذارترین افراد هستند که بیشترین زمان روز را با فرزندان این آب و خاک میگذرانند تا چه اندازه امکانات و خدمات بهداشت روانی دریافت میکنند؟ آیا ازامکان استفاده از خدمات مشاورهای رایگان در محیطی امن و به دور از دغدغههای شغلی برخوردارند؟
- آیا قدردانی از آنان میبایست تنها به روز یا هفته معلم ختم گردد؟
- آیا مهارت آموزیهایی مثل: آرامش سازی، کنترل خشم، همدلی و ... در برنامههای آموزشی معلمان گنجانده شده است؟
- آیا زمان آن نرسیده برای معلمان آموزشهایی مربوط به حقوق کودک، مراحل رشد، چگونگی رفتار با کودک و نوجوان و تشویق و تنبیه ، کودک آزاری و پیامدهای آن، گذاشته شود؟
- آیا مهارتهای زندگی به خود معلمان هم آموزش داده میشود تا بتوانند برای حل مشکلات زندگی آنها را به کار گیرند یا معلمان فقط در نقش رابطینی هستند که اطلاعاتی را از کتابها به دانشآموزان منتقل کنند؟
- آیا هیچ خبرنگاری با این دو معلم کودکآزار مصاحبه کرده تا از دغدغهها و مشکلات این معلمان با خبر شوند؟
و آیا زمان آن نرسیده که قانون به حمایت از دانش آموزان آزار دیده بشتابد و دانش آموزان جایی را داشته باشند که بدون هیچگونه ترس و واهمه ( ترس از اخراج – تنبیه – ترس از نمره کمِ اخلاق و ترس از همه کسانی که باید حامی او باشند اما ...) آزار گران را معرفی و تحت پیگرد قرار دهند.
.... هنوز حال و هوای ماه اردیبهشت به پایان نرسیده است، برخی از پوسترها و بیلبوردهای بزرگداشت مقام و هفته معلم در گوشه و کنار شهر به چشم میخورد که "علی" و "شاهین" گرفتار بیمارستان و درد و رنج شدهاند و خانواده معلم دیگری در عزای او نشسته اند. معلم فداکاری که با همه مشکلات زندگی، جان خود را فدای "سجاد" نمود تا شور زندگی در رگهای او همچنان جریان یابد.
برای" علی" و "شاهین" آرزوی سلامتی کامل داریم و برای معلم فداکار نیشابوری شادی روح.
گزارش از: گروه پیشگیری از کودک آزاری
" سه کودک در مرکز بهزیستی زنجان داغ شدند!"
این تازهترین کودکآزاری است که اخبار حواشی آن بازتاب بسیار گستردهای در برخی روزنامهها، وبلاگها و سایتهای فعالان حمایت از حقوق کودک داشت. در انعکاس این خبر یک فرد مسئول، خبر از دستگیری و پیگیری قضایی فرد مرتکب داد و دیگری، خبر از ارسال گروه تحقیق و بررسی به مرکز مورد نظر؛ ومسئول دیگری نیز به صراحت توضیح داد که فقط 2 کودک در مرکز نگهداری بهزیستی مورد آزار قرار گرفتهاند و سوختگی بدن کودک سوم قبلاً در خانهی کودک اتفاق افتاده و ارتباطی با این واقعه در مرکز بهزیستی ندارد. از طرف دیگر نیز فعالان و مدافعان حقوق کودک هر یک به نوعی واکنش نشان دادند. برخی "داغ کردن" کودکان را وحشیانه و غیر انسانی خواندند، و برخی دیگر نام بهزیستی، بهانه خوبی برایشان بود که این سازمان را محکوم کنند و کفایت و کارآمدی سازمان را زیر سؤال ببرند. برخی دیگر که به هر نوع کودک آزاری واکنش نشان میدهند، بیانیه صادر کردند، لزوم تغییر قوانین را خواستارشدند و مشکلات دیگر جامعه را یادآوری کردند و بالاخره بقیه هم سری به تأسف تکان دادند و ناسزا و نفرین نثار عامل و عاملین این جنایت نمودند.
غیراز اینها چه کردیم؟ جه باید بکنیم؟ من و شما در کجای این داستان قرار گرفتهایم؟ واقعاً مشکل کجاست؟ سازمانهای دولتی؟ بهزیستی؟ مشکلات اقتصادی و اجتماعی موجود در جامعه؟
انگشت به سمت دیگران گرفتن و به هزاران دلیل، مقصر و مسئول خطاب کردن دیگران که سادهترین و البته بیفایدهترین واکنش ممکن است. ما برای اینکه کودک دیگری در خانه خودمان یا درهمسایگی ما مورد آزار قرار نگیرید چه اقداماتی انجام دادهایم؟ تا چه حد از روشهای تربیتی صحیح مطلعیم؟ چه قدرکنترل خشم و حل مسئله آموختهایم؟ هر چند وقت یکبار به مشاور مراجعه میکنیم؟ چند بار تاکنون آموختههای خود را برای آشنایان و همسایگان خود بازگو کردهایم؟ چند نفر از ما که سخاوتمندانه به گروههای خیٌر مدرسهساز کمک مالی میکنیم به آموزش و بهداشت معلمان و کارکنان مؤسسهای که جسم و روح فرزندان ما را در اختیار دارد فکر کردهایم و تصمیم گرفتهایم که حداقل من به جای خریدن چند تیر آهن و آجر پول خود راصرف آموزش مهارتهای ارتباطی معلمان و کارکنان میکنم تا شاید به سلامت جسم و روان فرزندان این آب و خاک کمکی کرده باشم؟ یادمان باشد قرار ما این است که "خودمان" تغییری شویم که در دنیا جستجویش میکنیم ومیدانیم که "آگاهی" تنها راه درمان مشکلات دنیاست و "آموزش" تنها راه آگاهی است. پس بیائید، بیاموزیم و بیآموزانیم تا تغییر از خودمان آغاز شود.
فاران حسامی
منبع : ایرنا
رييس كل دادگستري استان فارس گفت: اگر چه در برخي از قوانين حمايت از خانواده، اختياراتي به دادستان براي حمايت از اطفال داده شده اما افزايش اختيارات دادستان براي پيشگيري از جرايم اطفال ضروري است.
احمد سياوش پور روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي افزود: براي حمايت از كودكان و پيشگيري از بزه و جلوگيري از سوءاستفاده از كودكان در جرايم كودك آزاري بايد از توان تشكلهاي مردمي و غير دولتي نيز استفاده بيشتر شود.
وي اظهارداشت: استفاده از توان تشكلهاي غير دولتي و مردمي در كنار اصلاح قوانين و مقررات ميتواند حمايت از حقوق كودك را به صورت يك فرهنگ درآورد.
رييس كل دادگستري استان فارس گفت: در دنياي به ظاهر متمدن امروزي شاهد انواع جرايم درباره كودكان از جمله كودك آزاري، استفاده از اطفال براي سوء استفاده در زمينه توزيع مواد مخدر، سرقت، جرايم منافي عفت هستيم و اين قبيل اقدامات گاه به وسيله والدين منحرف يا اطفالي كه حضانت كودك را به عهده دارند صورت ميگيرد.
سياوش پورافزود: اين در حالي است كه مقررات بينالمللي متعددي از جمله اعلاميه جهاني حقوق كودك مصوب مجمع عمومي سازمان ملل الزامات حقوقي مختلفي براي دولتهاي عضو در زمينه حقوق كودك پيش بيني كرده است. وي افزود: به رغم وجود مقررات حمايتي در كنوانسيونها ومعاهدههاي مختلف بينالمللي ، هنوز تجاوز به حقوق كودكان در اقصي نقاط جهان مشهود است. رييس كل دادگستري استان فارس گفت: شرع مقدس اسلام و سيرهانبياء و اولياي دين موازين روشن و پيشرفتهاي براي حقوق كودك ترسيم كرده كه اگر به طور عملي به وسيله فقها و حقوق دانها به درستي تبيين شود و بكار گرفته شود كشورمان از تمسك به قوانين بينالمللي مستغني خواهد شد. سياوش پور افزود: در استان فارس تمهيدات مطلوبي براي حمايت از حقوق اطفال و كودكان انديشيده شده است كه از جمله آن اختصاص شعب ويژه رسيدگي به امور اطفال در دادسرا و دادگاهها، تعيين شوراي حلاختلاف خانواده، استفاده از كارشناسان اجتماعي در روند رسيدگي به پروندههاي اطفال، افزايش آگاهي و ارتقاي مهارت هاي نوجوانان،استفاده مناسب از مجازات هاي جايگزين حبس، ايجاد كارگاهاي آموزشي براي قضات در اين رابطه و افزايش آگاهي اوليا و مربيان درباره اطفال بزهكار است.
برگرفته از سایت انجمن حمایت از حقوق کودکان

Developed By