تاریخ : 17 فروردين 1390 برگزاري مراسم ديد و بازديد نورورزي
ديد و بازديد نوروزي از زماني شكل گرفت كه دوستان و اعضاي رهياب بعد از تعطيلات نوروزي سال 85 تصميم داشتند به ديدار يكديگر بروند و رسيدن سال نو را تبريك بگويند. در اين ميان باتوجه به مشغله هاي بعد از تعطيلات وخستگي هاي ناشي از سفر به اين نتيجه رسيديم كه 16 يا 17 فروردين ماه رابه روز ديد و بازديد نورورزي اختصاص دهيم. به اين ترتيب اين رسمي شد درموسسه زنان و كودكان رهياب.
امسال نيز همچون سالهاي گذشته اعضاي موسسه باشوق فراوان دور هم جمع شدند و باخوش آمدگويي خانم معظمي مراسم آغازشد.
پس از آن مدير موسسه ضمن تبريك سال نو وارائه برنامه هاي موسسه درسال جديد،ازاعضاي موسسه درخواست كرد ميزان همكاري خود رادر بخش پبشگيري از كودك آزاري افزايش دهند.
سپس هر يك از اعضا تجربيات سفرهاي نوروزي خود را بيان كردند و براي سال جديد اهدافي را براي كيفيت بخشيدن به زندگي تعيين كردند.
در پايان، مراسم، با پذيرايي اعضا از يكديگر و در نهايتِ اميد به آينده به اتمام رسيد.
.jpg)
تاریخ : 09 اسفند 1389 برگزاری بازارچه عیدانه
برخي از اعضاي موسسه با هدف كمك به گردش كار و نيز حمايت مالي از موسسه درتاريخ نهم و دهم اسفند89 بازراچه اي در موسسه برگزاركردند.
اين بازارچه شامل هنرهاي دستي، مواد غذايي ، شيريني و محصولات آموزشي ، و حاصل كار زنان فعال و علاقه مندي بود كه اوقات فراغت خود را صرف توليد و به فروش رسانيدن آن ها كرده بودند.
در اين ميان دو تن از ياران قديمي و علاقه مند با تهيه شيريني و صنايع دستي و ارائه محصولات خود درآمد ناشي از فروش آن ها را به موسسه اختصاص دادند، سپاسگزار توجه و حمايت اين ياران هميشگي هستيم.
طبق روال هميشه در پايان بازارچه، جلسه نقد و بررسي برگزار شد و در اين زمينه پيشنهاداتي ارائه شد تا در برگزاري بازارچه هاي بعدي به آن ها توجه و از اين پيشنهادها براي بهتر برگزار شدن استفاده شود.
مسئول برگزاري بازارچه نيز از حضور زنان علاقه مند كه با خلاقيت خود در آفرينش و توليد اين محصولات به بازارچه موسسه رونق بخشيدند سپاسگزاري كرد.
زنان شركت كننده نيز از موسسه زنان و كودكان رهياب كه فرصت مناسبي را براي ارائه كالاهاي آن ها ايجاد كرده بود، تشكركردند.
تاریخ : 30 آذر 1389 برگزاری شب یلدا
یلدا : واژه ای است سریانی به معنی زایش، میلاد، زادروز و تولد است.
ايرانيان كه شب سيام آذر را شب چله ميخواندند به تدريج نام يلدا را نيز در كنار آن به كار بستند.
شب يلدا يا شب چله بلندترين شب سال در نيم كره شمالي زمين است که ایران نیز در آن قرار دارد. اين شب با انقلاب زمستاني همراه است. خورشيد در حركت سالانه خود در آخر پاييز به پايينترين نقطه افق جنوب شرقي ميرسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزايش زمان تاريكي ميشود.
در بسياري از اقوام باستان، آغاز سال، فصل سرد زمستان بود و در ايران باستان نيز مبدأ سالشماري تقويم كهن سيستاني از آغاز زمستان بوده و در دوران فرهنگ كهن اوستايي نيز، سال با فصل سرد شروع ميشده است.
ايران باستان شب سيام آذر را تولد الهه مهر دانسته آن را مقدس شمرده جشن ميگرفتند.دورهم جمع می شدند وبه خوردن آجیل وتنقلات و میوه های بخصوصی مانند انار و هندوانه می پرداختند.
و اما در مؤسسه رهیاب به علت مشغولیت خانمها برای شب یلدا در روز یلدا این مراسم برگزار گردید.
درمراسم امسال مانیز میزی متنوع ازانواع و اقسام تنقلات و میوه ها فراهم شده بود،وجودداشت. درقسمتی ازاین مراسم خانم های حاضر در برنامه آداب و رسوم شب یلدا در شهرهای مختلف ایران را به اینصورت بیان کردند:
درشهرها یاستان خراسان و چهارمحال بختیاری مردم با خواندن شاهنامه که درآن پیکار شب و روز و پیروزی خورشید تجسمی حماسی می یابد و به زیبایی بیان می گردد،شب رابه روزمی رسانند.
حافظ خوانی و گرفتن فال از دیوان غزلیات حافظ نیز در همه شهرهای ایران مرسوم شب یلدا است. مردم باور دارندکه حافظِ محبوب ِآنان شب اهریمنی را دیرپا نمی بینند و همواره نوید بخش روشنایی است.
و اما کرمانی ها تا سحر انتظار می کشند تا از قارون افسانه ای استقبال کنند وقارون درلباس هیزمشکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به شمش طلا تبدیل می شوند و برای آن خانواده ثروت و برکت به همراه می آورند.
پس ازگفتن این آداب و رسوم،خانم برومند- حقوقدان، پژوهشگر شاهنامه- در رابطه باشب یلدا سخنرانی مفصلی انجام دادندکه متن آن را ددر ادامه می توانید بخوانید.
و بعد هم پذیرایی روز یلدایی مان و پایان برنامه
سخنرانی خانم برومند
با درودي گرم، زادروز مهر درخشنده كه نشانه مهرباني، تابندگي و گرماي زندگي است بر شما دوستان گرامي فرخنده و خجسته باد.
متن يلدا: واژهاي است سرياني به معني زايش، ميلاد، زادروز و تولد. سرياني از لهجههاي متداول زبان آرامي است. لهجهاي مربوط به قومي سامي نژاد كه با قوم آرامي خويشاوند بودند. زبان آرامي يكي از زبانهاي رايج در منطقه خاورميانه و بينالنهرين بوده و از زمان ساسانيان كه گرايش در به كارگيري الفباي از راست به چپ پديدآمد وارد زبان فارسي شده و ايرانيان كه شب سيام آذر را شب چله ميخواندند به تدريج نام يلدا را نيز در كنار آن به كار بستند.
شب يلدا يا شب چله بلندترين شب سال در نيم كره شمالي زمين است. اين شب با انقلاب زمستاني همراه است. خورشيد در حركت سالانه خود در آخر پاييز به پايينترين نقطه افق جنوب شرقي ميرسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزايش زمان تاريكي ميشود.
اما از آغاز زمستان يا انقلاب زمستاني، خورشيد دگرباره به سوي شمال شرقي بازميگردد كه نتيجه آن افزايش روشنايي روز و كاهش شب است. به عبارت ديگر در شش ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان در هر شبانه روز خورشيد اندكي پائينتر از محل پيشين خود در افق طلوع ميكند تا در نهايت در آغاز زمستان به پايينترين حد جنوبي خود برسد. از اين روز به بعد مسير جابجاييهاي طلوع خورشيد معكوس شده و مجدداً به سوي بالا و نقطه انقلاب تابستاني بازميگردد. اين آغاز بازگشت خورشيد به سوي شمال شرقي و افزايش طول روز در انديشه و باورهاي مردم باستان به عنوان زمان زايش يا تولد ديگر باره خورشيد دانسته ميشد و آن را گرامي و فرخنده ميداشتند.
مردم دوران باستان از جمله اقوام آريايي (از هند و ايراني و هند و اروپايي) كه كشاورزي شالوده زندگي آنان را ميساخت با توجه به اثر تابش خورشيد در رشد و نمو گياهان، نور خورشيد را به عنوان نيرويي زندگي بخش و نماد نيكي و بركت و سر زندگي باور نمودند و تاريكي و شب را مظهر نيروهاي بازدارنده و اهريمني قلمداد كردند. آنان دريافتند كه كوتاهترين روزها، آخرين روز پاييز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدريج بلندتر و شبها كوتاهتر ميشوند. بدين ترتيب با اين باور كه فرداي شب يلدا با دميدن خورشيد روزها بلندتر ميشوند و تابش نور هستي بخش افزوني مييابد. آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد ميخواندند و براي آن جشن بزرگي برپا ميكردند و آن را ماه تولد خورشيد ميگفتند.
در بسياري از اقوام باستان، آغاز سال، فصل سرد زمستان بود و در ايران باستان نيز مبدأ سالشماري تقويم كهن سيستاني از آغاز زمستان بوده و در دوران فرهنگ كهن اوستايي نيز، سال با فصل سرد شروع ميشد.
تأثير يلدا بر اعياد ديگر اقوام: ايران باستان شب سيام آذر را تولد الهه مهر دانسته آن را مقدس شمرده جشن ميگرفتند. مراسم تولد ميترا همراه با آئين مهر (ميترائيسم) از طريق مانويان و نوافلاطونيان مشرق زمين به اروپا رفت. اين آئين نخست در روم و سرزمينهاي تحت فرمانروايي آن گسترش يافت.
در روم آئين ديگري به نام ساتورن نيز مورد پذيرش مردم بود. مردم روم هر ساله در 17 دسامبر به احترام سياره كيوان كه ايزد باستاني كشاورزي و زراعت نام داشت جشني به نام ساتور ناليا بر پا ميكردند كه تا هفت روز ادامه داشت و انقلاب زمستاني را شامل ميگرديد. در واقع كريسمس به عنوان آميزهاي از جشنهاي ساتور ناليا و زايش ميترا درروم باستان از قرن چهارم ميلادي با رسمي شدن آئين مسيحيت به فرمان كنستانتين زادروز مسيح دانسته شد.
كليساي كاتوليك روم روز 25 دسامبر را به عنوان زادروز مسيح برگزيد و جشن بزرگداشت تولد عيسي كه عهد جديد او را نور و روشنائي جهان مينامد جايگزين جشن زاد روز ميترا (خداي نور و روشنائي) شد. در واقع كليسا ميخواست با تبديل شب يلدا به شبنوئل و التقاط اين دو مناسبت ، نفوذ بيشتري بر زندگي مردم داشته باشد و بزرگترين جشن آئين مهر را در خود حل كند.
از هزاران سال پيش تا به امروز در مصر، يونان، قسمتهاي از جنوب روسيه در شب زايش مهر و روز اول زمستان مراسمي در بزرگداشت مقام خورشيد، شبيه به مراسم يلداو شب چله برگزار ميشود. يهوديان،آشوريان،خرم دينان و بسياري از اقوام ديگر افغان و تاجيك نيز نخستين روز زمستان را با مراسم ويژهاي جشن ميگيرند.
از هزاران سال پيش تا به امروز در مصر، يونان، قسمتهاي از جنوب روسيه در شب زايش مهر و روز اول زمستان مراسمي در بزرگداشت مقام خورشيد، شبيه به مراسم يلداو شب چله برگزار ميشود. يهوديان،آشوريان،خرم دينان و بسياري از اقوام ديگر افغان و تاجيك نيز نخستين روز زمستان را با مراسم ويژهاي جشن ميگيرند.
اين را نيز بايد بدانيم كه آراستن سرو و كاج در كريسمس هم ريشه در آئين ميترا دارد. در ايران باستان كاشتن درخت در طبقات مختلف جامعه از اهميت بسيار بالايي برخوردار بوده است. در نگارهها و آثار باستاني مانند حجاريهاي دوره هخامنشي در تخت جمشيد، نماد درخت و به طور خاص سرو آورده شده است. سرو در باور ايرانيان باستان درختي بوده كه پيوندي ويژه با خورشيد و زايش مهر داشت هميشه سبز بودن درخت سرو نشاندهنده پايداري آن درمقابل سردي و تاريكي و نماد مهر تابان و نشانه ناميرايي، آزادگي و سرافرازي در برابر نيروهاي مرگآور بوده است. از اين رو در شب يلدا سرو را با نمادهاي آئيني ديگر ميآراسته و گرامي ميداشتند. آنان در برابر سرو ميايستادند و عهد ميكردند كه تا سال بعد يك نهال سرو ديگر كشت كنند. نقشي كه بر شالهاي ترمه و قلمكاريهاي اصفهان ديده ميشود شكل سروي است كه نوك آن بر اثر وزش باد خم شده باشد. در ايران باستان در ماه دي جشنهاي ديگري نيز بر پا ميشد كه يكي از آنها روز اول دي به نام خرّم روز يا خور روز بوده كه به آن ديگان نيز ميگفتهاند.
دي يكي از نامهاي خداوند به معناي آفريدگار است. نخستين روز در نامگذاري روزها به نام هرمزد است. در دي ماه به سبب توافق دو نام خداوند، جشني است كه آن را خرم روز ناميدهاند و آن روز برابري انسانها بوده است.
از آنجا كه خداوند برترين پادشاهان دانسته ميشد، بنابراين، پادشاهان ايران نيز در اين روز آئينهاي خاصي داشتند، پادشاه تخت را رها ميكرد، جامه سپيد ميپوشيد و در بيابان بر فرش سپيد مينشست. وي تمام جلال و شكوه پادشاهي، از جمله گروه نگاهبانان و دربانان را كنار ميراند و آزادانه به كار مردم ميپرداخت. در اين وضع هر كس از دارا گرفته تا نادار و مردمان از هر طبقه و گروه كه بودند بيهيچ مانعي به گفتگو با شاه ميپرداختند و باز گفتهاند كه در اين روز شاه با دهقانان و برزگران مينشست و غذا ميخورد و از برادري با ايشان و اينكه پادشاه و رعيت هر دو به يكديگر نيازمندند سخن ميگفت اين جشن را (نودروز) هم خواندهاند زيرا تا (نوروز) نود روز فاصله است. در اين روز كارها توسط افراد داوطلبانه انجام ميگرفت و هيچكس حق امر كردن بر ديگري را نداشت. در اين روز جنگ و كشتار، حتي كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود.
در ايران بسياري از اعياد و جشنها مناسبتهاي مذهبي داشته يا برگزاري آنها براساس گاهشماري بوده و برخي نيز جنبه ملي داشته است. يلدا (تولد مهر) از جمله جشنهايي است كه با زندگي مردم رابطه تنگاتنگ داشته و دارد. زيرا خورشيد نيروبخش زندگي موجودات است و نيروي زندگي را عزيز و گرامي داشتن ، دوست داشتنِ زندگي است و از شوق انسان به زيستن نشان دارد.
برگزاري آئين مهر: ايرانيان گاه شب يلدا را تا دميدن پرتو صبحگاهي در دامنه كوههاي البرز به انتظار باز زاييده شدن خورشيد مينشستند. برخي در مهرابهها و نيايشگاههاي پيروان آئين مهر به نيايش مشغول ميشدند و پيروزي مهر و شكستن اهريمن تاريكي را خواستار بودند. زيرا تاريكي نماينده اهريمن بود و چون در آخرين شب پاييز تاريكي به درازا ميكشيد. ايرانيان شب هنگام گرد هم ميآمدند، آتش ميافروختند، نيايش ميكردند تا اهريمن تاريكي و سرماي سخت دير نپايد و همراه با شياطين و نيروهاي بدكار از ميانه بگريزد.
مردم به رغم اهريمن بدكنش شب يلدا را به خوشي ميگذراندند. خوان ميگستردند اين خوان را در صفهاي بلندتر از زمين ميچيدند. اسباب نيايش، لوازم عطر و بخور، فرآوردههاي فصل، خوراكيهاي گوناگون و آخرين بازماندههاي ميوههاي پاييزي خشك و تر و آجيل برخوان نهاده ميشد و مِيزَد نثار و فديه اورمزد ميكردند. كسي كه براي پخش كردن خوراكيها گماشته شده بود مِيزَدبان نام داشت يعني پاينده خوانِ فديه. امروز مِيزَد به صورت ميز و ميزدپان به به صورت ميزبان در فارسي به جاي مانده است. آنچه بر سر خوان (سفره) مينهادند همه نماد بركت، شادي و تندرستي بود. ميوههاي فراوان دانه، نيروي باروري را افزون ساخته و انار و هندوانه با رنگ سرخشان نماينده روشنايي در شب تيره بودهاند.
از ساليان دور، به روز رساندن شب آخر پاييز و در انتظار دميدن آفتاب ماندن يا ديدار از بزرگترها، دور كرسي نشستن، شعر خواني و داستان گويي همراه بوده است. كهنسالان كه شاهد ديرندهتر طلوع خورشيد بودند قصه ميگفتند و براي ديگران فال ميزدند. خواندن ديوان حافظ، مثنوي مولانا و شاهنامه، بنابر شرايط اقليمي و دوستداري مردم، همراه و همراز آنان در شب يلدا بوده و هست. در شهرهاي استان خراسان و چهارمحال بختياري مردم با شاهنامه خواني كه در آن طلوع و دميدن خورشيد به زيبايي و با گوناگون بيان ميگردد و پيكار شب و روز و پيروزي خورشيد، تجسمي حماسي مييابد، لبريز از شوق ديدار تا بندگي شكوهمند خورشيد، شب را به روز ميرسانند. حافظ خواني و گرفتن فال از ديوان غزاليات حافظ نيز در همه شهرهاي ايران مرسوم شب يلداست. مردم باور دارند كه حافظِ محبوب آنان، شب اهريمني را دير پا نميبيند و همواره نويد بخش روشنايي است.
كرمانيها تا سحر انتظار ميكشند تا از قارون افسانهاي استقبال كنند. قارون در لباس هيزمشكن براي خانوادههاي فقير تكههاي چوب ميآورد. اين چوبها به شمش طلا تبديل ميشوند و براي آن خانواده ثروت و بركت به همراه ميآورند.
اين نكته نيز جالب توجه است كه در دوران باستان بناهايي براي سنجش رسيدن خورشيد به مواضع سالانه و استخراج تقويم ساخته ميشده كه چارتاقي نام داشته است. اين چارتاقيها به گونهاي طراحي شده كه زمان رسيدن خورشيد به برخي از مواضع سالانه و نقطه انقلاب زمستاني و آغاز سال نو ميترايي را ميتوان به درستي تشخيص داد و تولد خورشيد به گونهاي ملموس قابل تماشاست.
چارطاقي نياسر از جمله بناهاي ستاره شناسي ايران است.
تأثير يلدا بر ادبيات و شعر پارسي: شب يلدا كنايه از درازي و سياهي زلف يار. بلندي و سياهي شب و حرمان و جدائي از يار است.
سعدي: نظر به روي تو هر بامداد نوروزيست شب فراق تو هر شب كه هست يلدائيست
باد آسايش گيتي نزند بر دل ريش صبح صادق ندمد تا شب يلدا نرود
حافظ: صحبت حكام ظلمت شب يلداست نور ز خورشيد جوي بو كه برآيد
خاقاني: همه شبهاي غم آبستن روز طرب است يوسف روز ز چاه شب يلدا آيد
اقبال لاهوري:اشك خود بر خويش ميريزم چو شمع با شب يلدا در آويزم چو شمع
ناصر خسرو:قنديل فروزي به شب قدر به مسجد مسجد شده چون روز و دلت چون شب يلدا
وصف روز و شب در شاهنامه فردوسي:
|
چو خورشيد زرين سپر برگرفت
|
|
شب تيره رو دست بر سر گرفت
|
|
بينداخت پيراهن مشك رنگ
|
|
چو ياقوت شد چهر گيتي به رنگ
|
|
* * *
|
||
|
چو خورشيد تابان برآورد پر
|
|
سيه زاغ پران فرو برد سر
|
|
* * *
|
||
|
سپيده چو برزد سر از كوه بر
|
|
پديد آمد آن زر درخشان سپر
|
|
* * *
|
||
|
چو پيراهن شب بدريد روز
|
|
پديد آمد آن شمع گيتي فروز
|
|
* * *
|
||
|
بينداخت آن چادر لازورد
|
|
بگسترد بر دشت ياقوت زرد
|
|
* * *
|
||
|
چو خورشيد فردا برآرد درفش
|
|
درفشان كند روي چرخ بنفش
|
|
* * *
|
||
|
چو افكند خود سوي بالا كمند
|
|
زبانه برآمد ز چرخ بلند
|
|
* * *
|
||
|
چو خورشيد گشت از جهان ناپديد
|
|
شب تيره بر دشت لشكر كشيد
|
|
* * *
|
||
|
چو خورشيد از چرخ گردنده سر
|
|
برآورد بر سان زرين سپر
|
|
* * *
|
||
|
چو خورشيد تابنده بنموپشت
|
|
هوا شد سياه و زمين شد درشت
|
|
* * *
|
||
|
چو خورشيد رخشنده بگشاد راز
|
|
به شادي برآمد شب ديرباز
|
|
* * *
|
||
|
به شبگير خورشيد خنجر كشيد
|
|
شب تيره از بيم شد ناپديد
|
|
* * *
|
||
|
ز درياي جوشان چو خور بردميد
|
|
شد آن چادر قيرگون ناپديد
|
|
* * *
|
||
|
چو خورشيد بر گنبد لاژورد
|
|
سرا پردهاي زد ز ديباي زرد
|
|
* * *
|
||
|
چو تاج خور روشن آمد پديد
|
|
سپيده ز خم كمان بردميد
|
|
* * *
|
||
|
چو از كوه بفروخت گيتي فروز
|
|
دو زلف شب تيره بگرفت روز
|
|
* * *
|
||
|
از آن چادر تير بيرون كشيد
|
|
به دندان، لب ماه در خون كنيد
|
خرمشاهي: مشخصات رند و رندي
1- رندي قسمت و سرنوشت ازلي است.
2- اهل خوشدلي و خوشباسي است.
3- ميخواره و اهل خرابات است.
4- نظر باز و شاهد باز است.
5- ضد صلاح و تقوي و توبه است.
6- نقطه مقابل زاهد و زهد است.
7- دشمن تزوير و رياست
8- مصلحت بين و ملاحظه كار نيست.
9- قلندر هم هست.
10- ملامتي است و منكر نام و ننگ است.
11- عاشق است.
12- هنري ديرياب است
13- در ظاهر گدا و راه نشين است و اهل جاه نيست
14- در باطن مقام بالا و افتخارآميزي دارد.
15- سرانجام اهل نياز و رستگاري است.
* ايغاغ= مفعولي= سخنچين
* اَلَست= ازل
* حافظ لسان الغيب و ترجمان الاسرار لقب گرفته است
بر روح خواجه فاتحه دميده و در دل نيت كرده آنگاه ديوان او را ميگشايند. در اولين شعري كه چشم بر آن ميافتد يا آنكه آخرين غزلي كه در صفحه گشوده واقع شده است جواب سوال خود را خواهد يافت و شعر اول از غزل ثاني نيز شاهد آن فال تواند بود. (جداول مخصوص به نام فالنامه)
چون آدمي در كاري به شك و ترديد مبتلا باشد ميتواند از كلمات و اشعار خواجه استمداد كند.
* شاخه نبات= كلك حافظ- افواه عوام شاخ نبات را معشوقه حافظ دانند- مطربي در زمان كريمخان زند
* شرطه= باد موافق * شطح= سخن عرفا كه عقيده عالمان دين خلاف شرع است: سخنان پريشان * سودا= 1- سياهي 2- جنون * سها= ستاره كم روشنايي
* سماحت= جوانمردي * خلاف آمد= خلاف معهود و منتظر * حضور= اصطلاح عرفاني= حضور رسيدن دل است به حق و ديدن حق در همه احوال * چار تكبيره= در پايان نماز ميت- پايان دادن كار * جمالش= فريبنده * جناب= آستانه
* ثلاثه غساله= سه جام شراب كه براي رفع خمار سودمند است. * تشريف= جامهاي كه بزرگي به كسي بخشد. * پاي ماچان= پايين درگاه * پاريز= چوبي كه براي استحكام پشت ديوار شكسته زنند. * امام خواجه= لقب احترام آميز
پوران دخت برومند
تاریخ : 13 آذر 1389 سخنرانی با موضوع پیشگیری از کودک آزاری در خانه کودک ناصرخسرو - انجمن حمایت از حقوق کودکان
سخنرانان:
نسرین خلیلی - پیشگیری از کودک آزاری
سمیه امیری - تشویق و تنبیه
تاریخ : 03 آذر 1389 برگزاری سخنرانی با موضوع پیشگیری از کودک آزاری
سخنرانان:
فاران حسامی - انواع کودک آزاری و راه کاره های پیشگیری از آن
الهه رضوی -دگروابستگی در پذیرش کودکان استثنائی
مژگان رحیم زاده - رضایتمندی والدین و پذیرش کودکان استثنائی
مکان: سعادت آباد - خیابان صراف ها - نبش خیابان 23 - دبستان دخترانه توان خواهان . ساعت 10 الی 12 صبح

Developed By